|
آسمان تنهادر دل
|
خدایا انتظار سخته
انتظارمرگ از تمام انتظار های دنیا سخت تر
من و ببر
خدا جون
دوست دارم
منتظرم
خدا جون منتظرم نذار
ممنونم ![]()
دلم می خواد بره
بره مثل اشکی که ارزشش زیاده
اما نمی دونم قلب من ماننداشک ارزشی داره یا نه
این ومی دونم که خدا خیلی برام مهمه که به خاطرش اشک بریزم
که به خاطرش بمیرم
خدا یا اگه دوسم داری من و ببر
اگه قلب من مانند اشکی که ارزشش زیاده ارزشی داره
من وببر
خدا جون منتظرم
منتظر جوابت
منتظرم

چه غریبانه
وقتی بمیرم مرا در دشتی خاک کنید
بی نام و نشان
شاید جسم پوسیده من
خاکی شود اسیر دستان هنرمندی
نمیدانم کوزه گر چه کسی خواهد بود
نقشی از عشق خواهد زد
من قدم در تازگی محض خواهم گذاشت
من دوباره جان خواهم گرفت
شاید آن کوزه ای شوم که روزی
با لبان خشکیده آسمان آشنا شود
شاید آسمان تنها یاور م باشد
پس بگذار بمیرم
تا سیراب شوی
خدایا
نه آن قدر پاکم که کمکم کنی
نه آن قدر بدم که رهایم کنی
میان این دو گمم
هم خود را و هم تو را آزار میدهم
هر چه قدر تلاش می کنم نتوانستم آنی باشم که تو خواستی
و هر گز دوست ندارم آنی باشم که تو رهایم کنی
و آن قدر بی تو تنها هستم
که بی تو یعنی هیچ
یعنی پوچ
خدا یا پس مرا ببر
ببر به آن چه خودت می خواهی
پروردگارا
هیچ وقت رهایم نکن
اسب مهربانی امشب در آسمان است
در آسمانی که خدا هم هست
در آسمانی که بدی جایی نداره
خوبی هست و مهربونی
اگه دوست داری تو آسمون قدم بذاری
مهربون باش
مهربونی را بیاموز
.
.
.
و فقط همین
من مانند تک درختی هستم که خسته است
من مانند اسمونی روشن اما بدون خورشید هستم
دلم مانند دلی ست که خدا از ته دل آن را هدیه کرد
هدیه یی که ارزشش خیلی زیاد تر از تمام رویا های زندگی
چشما هایم رابه طرف خدا می دوزم
تا خدا بداند که دوستش دارم
تا خد ابداند من منتظر یه نیم نگاه اویم
تا خدا مرا بیابد
تا مرا تنها نگذارد
خدایا بدان دوستت دارم
بدان می توانم دوستت بدارم
و بدان تمام آروز هایم تو هستی
اما ...........
مرگ
مردن
رفتن
این کلمات دائم تو ذهنم
نمی دونم چرا
ولی از زندگی متنفرم
اصلان دوست ندارم باشم
دوست دارم برم
خیلی زود
دوست دارم گریه کنم
اون قدر که .............
اما..................
حالا مرگ برای من قشنگترین واژه است
مرگ برام آرزوست
مرگ برام بهترین هدیه ی خداست
دعام کنین
تو رو اون پروردگارتون دعام کنین
مرگ
مرگ
مرگ
دوست دارم گریه کنم
دوست دارم گریه کنم
خدایا دوست دارم............. با تمام وجودم
پروردگار عزیزم
مرا به حال خود مگذار که محتاجتم
پروردگار مرا ببخش
مرا که سر تا پا گناهم
خدایا تو با سکوتت به من می فهمانی که عاشقی
عاشق بندگانت
هرکه را که عاشق باشد سکوت می کند
ولی من....
من هنوز عاشق نشده ام که بخواهم سکوت کنم
پس خدایا سکوتم را نیز از خودت می خواهم
فقط از خودت
پروردگار عزیزم
.........
بگو
با من حرف بزنم
بگو
.......
خدایا از خودم بدم میاد. تو چقدر صبوری و من...
خدایا از تو خجالت میکشم
موندم با چه رویی بیام سراغت
تویی که این همه نشانه از خود به جا گذاشتی و من کور شدم
هم کور هم نا شنوا
کاش زبان تو را می دانستم... کاش می دانستم
تا اینگونه ..... نگویم
خدایا نزار حرفام شعار بشه
خدایا نزار
تمنا می کنم... پروردگار من التماست میکنم
ببین چگونه صدایت می کنم... عاجز عاجزم
خدایا آنقدر صدایت کردم که دیگه صدایم در نمی آید
ببین
دارم داد می زنم.... ببین از ته دلم دارم صدات میکنم
پرورگارا ، فقط فقط یک اشاره ی کوچک
پروردگارا باز هم صبر می کنم ...باز هم
خدایا فقط یک چیزی ازت می خوام
از صمیم قلبم.....
مرا در سکوت بمیران
فقط همین

چهار چيز است که نميتوان آنها را بازگرداند
سنگ
پس از رها کردن
حرف
پس از گفتن
موقعيت
پس از پايان يافتن
زمان
پس از گذشتن
دو چيز را فراموش نكن:
ياد خدا و ياد مرگ
دو چيز را فراموش كن:
بدي ديگران در حق تو و خوبي تودر حق ديگران
چهار چيز را نگه دار:
گرسنگيت را سر سفره ديگران
زبانت را در جمع
دلت را سردر نماز
چشمت را در خانهي دوست

هرگز از مرگ نهراسیده ام.
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.
هراس من ـباری ـ همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گور کن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد.
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن ـ
اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
مانند پروانه که هیچ گاه از مذگ نهراسید
هیچ گاه
خدایا فقط ازت خواهش می کنم
مرا در خلوت تنهایی بمیران
زیرا غم دوریت را ندارم ![]()
ومرا در جایی جایی بمیران که تنها بودن با تو را حس کنم
اما هر گز مرا تنها نذار
هر گز ....
همین .....
دستانم را به سوی تو می برم
خای مهربانم
می خوام داد بزنم
می خوام با صدای بلند بگم
می خوام بگم خیلی دوست دارم
خدا یا می خوام بگم زندگی بدون تو برام غیر ممکنه
می خوام بگم دوست ندارم ازم دور بشی
دوست ندارم با هام قهر بشی
می خوام با هات حرف بزنم
خدا جون نمی خوام تنهام بذاری
خدا یا خودت تنهایی و می دونی تنهایی چه قدر سخته
می دونی تنهایی غم بزرگیه
خدایا تنهام نذار
خدایا می دونم که تنهام گذاشتی
خدایا کمکم کن
من بی تو تنها ی تنهام
خدایا کمکم کن و تنهام نذار
تنهام نذار


در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم...
در دلم دلتنگی ام را...
در سکوتم حرفهای نگفته ام را...
در لبخندم غصه هایم را.....
و حال که این زمان است ...
طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را ندارد
می روم ....می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ......
خدا را می خوانم ...
خدایا.....
سرای محبت کجاست ...؟
ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...............
در چشمانم تنها یی ام را پنهان می کنم...
در دلم دلتنگی ام را...
در سکوتم حرفهای نگفته ام را...
در لبخندم
غصه هایم را.....
و حال که این زمان است ...
طپش های قلبم حتی نای رقابت با دقیقه ها را هم ندارد
می روم ....می روم و زیر لب بر سکوت کوچه ناسزا می گویم ......
خدا را می خوانم ...
خدایا.....
سرای محبت کجاست ...؟
ولی باز جز سکوت کوچه جوابی نمیشنوم ...............
دربيكران زندگي دوچيز افسـونـــم كــرد
آبــــــــــي آســمان وخداآبي آسمان را ميبينم و ميدانم كه نيست
خدارا نمي بينم و ميدانم كه هست

پیامبر مهربون
دوست داریم
این و بدون
دلم می خواد بیام پیشت
کاش که آرزوم براورده شه
این و بدون دلم می خواد
دلم می خواد برای چشات سبد سبد گل بیارم
بهت بگم :
دوست دارم ![]()
دوست دارم ![]()
دوست دارم ![]()

امشب باران عشق بر همه مسلمانان باریده است
امشب هیچ ابر سیاهی در آسمان نیست
امشب هوای دل ها پا که پاک است
زیرا ستاره ای به پیامبریرسیده
به مقامی مانند هیچ مقامی نیست
مقام عشق
مقام مهربانی





عید مبعث بر همه ی شما عزیزان مبارک